کتاب نقشه فرار از اسارت، روایتی از خلبان آزاده حسین علی ذوالفقاری

معرفی کتاب نقشه فرار از اسارت: زندگینامه و تاریخ شفاهی سرتیپ 2 خلبان آزاده حسین علی ذوالفقاری

 

  • نویسنده: محمدعلی اعظمی
  • ناشر: انتشارات راهبردی نهاجا

معرفی کتاب نقشه فرار از اسارت: زندگینامه و تاریخ شفاهی سرتیپ 2 خلبان آزاده حسین علی ذوالفقاری

 

کتاب نقشه فرار از اسارت

کتاب نقشه فرار از اسارت: زندگینامه و تاریخ شفاهی سرتیپ 2 خلبان آزاده حسین علی ذوالفقاری نوشته محمدعلی اعظمی، روایتگر خاطرات این رزمنده دفاع مقدس از زمان کودکی تا حضور او در جنگ و اسارت است.

چه عاشقانه آمدند و چه صادقانه گام در مسلخ عشق نهادند. خلبانانی که گویی با خود و با این ملت آزاده و آن یار سفر کرده، عهدی ناگسستنی داشتند و این‌گونه است که در یادها جاودانه مانده‌اند. ماندنشان به رفعت آبی آسمان و ژرفای آب‌های نیلگون خلیج فارس می‌ماند، تا خاری باشند در چشم دشمنان و طمع‌ورزان به این دیار کهن.

حسینعلی ذوالفقاری متولد اردیبهشت 1330 است. او در اردیبهشت سال 1361 به اسارت نیروهای عراقی درآمد و در زندان‌های استخبارات، ابوغریب و الرشید دوران اسارت خود را سپری کرد و سپس در شهریور سال 1369 یک سال بعد از پایان جنگ آزاد شد.

این کتاب با زبان اول شخص و از سوی خود خلبان ذوالفقاری روایت می‌شود و بیانی شیرین، ساده و روان دارد، به طوری که شما را به خود جذب و ترغیب به خواندن می‌کند.

 

کتاب نقشه فرار از اسارت

در بخشی از کتاب نقشه فرار از اسارت می‌خوانیم:

صبح مسئولیت را به نفر بعدی واگذار کرده و به گردان مراجعه کردم که با محاصره گردان‌ها توسط گروه ضربت مواجه شدم و پس از آن بود که در جریان اصل قضیه قرار گرفتم.

به نظر من این اتفاق یک برنامه حساب شده بود برای در هم شکستن قدرت نظامی و عملیاتی پایگاه سوم شکاری به عنوان پایگاه مادر و خط مقدم و عاملین این طرح هم به هدفشان رسیدند، چرا که تعداد‌ی از نیروهای زبده از رده خدمتی خارج شدند و تخم بدبینی و سوءظن را بین نیروهای انقلاب و عوامل متخصص و مؤثر در نیروی هوایی کاشتند.

وگرنه از بعد اجرای کودتا نه آن تعداد اندک توان اجرای کودتا را داشتند و نه نیروی پشتیبانی‌کننده داشتند که بتواند اهداف آن‌ها را پیاده کند.

در همین ایام و یا کمی پس از آن، ضد انقلاب در کردستان سرکوب شد و می‌رفت که منطقه آرام بگیرد. من در مجموع با انجام 42 مأموریت در کردستان، پرونده کردستان را در پرونده خود بستم.

متأسفانه هنوز خستگی و شبح جنگ و درگیری از وجودمان دفع نگردیده بود که با تجاوز عراق مواجه شدیم.

با حمله هوایی عراق در روز 31 شهریور 59 به پایگاه سوم شکاری با قدرت و انسجام کامل پا در رکاب گذاشته و پایگاه‌های هوایی الرشید در بغداد، کرکوک، کوت، پالایشگاه الدوره ناصریه، نیروگاه اتمی اوسیراک در بغداد و منابع اقتصادی دشمن را بارها و بارها مورد حمله قرار دادیم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا