از او
ناخدا رحمت : در کویت تاجر بزرگی شده و در زمان جنگ، تمام دغدغهاش تأمین نیازمندیهای جبههها و رزمندگان است. او وقتی میفهمد دولت کویت قصد دستگیریاش را دارد، تمام سرمایهاش را رها میکند و دستخالی به ایران بازمیگردد. در همین حین، سه فرزندش نیز در جبهه حضور دارند که از آنها، محمدجواد شکوریانفرد به شهادت میرسد و باعث سرافرازی پدر میشود
هنوز سالم است: روایت شهیدی است که شانزده سال پس از شهادت با پیکری سالم به آغوش مادرش برگشت؛ شهید محمدرضا شفیعی را از زبان مادرش بخوانید….
اگر دوست دارید نمونهی یک خانوادهی پویا و موفق را ببینید، مادر شمشادها : را بخوانید. داستان این کتاب از زبان مادری است که قهرمانان بزرگی تربیت کرده است؛ مادر شهیدان موحدی که یکی از فرزندانش رد در روزهای انقلاب تقدیم کرد، دیگری را در زمان جنگ و…



نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.