مثل بیروت بود
زهرا اسعد بلنددوست همانند اولین رمان خود، تصمیم گرفته است بر لبه تیغ راه برود. هم به تخیلاتش تا آنجا که توان دارد مجال پرواز بدهد و هم از واقعیت بگوید بی آنکه آن را بخواهد به نفع خود مصادره کند.
راوی ماجرا، زهرا، دوست جدید سارا است. دوستی ای که مجال زیادی بر رشد پیدا می کند. سارا که همسر یکی از شهدای مدافع حرم است مغموم از غربت و تنهایی و درک نشدن توسط دیگران، زیر فشار کمر خم کرده است و سرانجام دربرابر آن تاب نمی آورد و به همسر شهیدش می پیوندد.




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.