از لبنان تا کردستان
از نوجوانی وقتی پدرم از چریک های فلسطین و لبنان می گفت،شدیدا مشتاق بودم تا به آن وادی بروم و همان شد که تا فهمیدم قرار است به لبنان نیرو اعزام کنند،سریع ثبت نام کردم و رفتم.
لبنان برایم فتح بابی عظیم بود که بعدها منشاء خیرات و سفرهای بسیاری شد و به قول معروف شد خانه ی دومم!
آشنایی نزدیک با دبیر کل های آینده حزب الله ((سید حسن نصرالله)) و ((شهید سید عباس موسوی)) ؛ارزش بسیاری برایم داشت.
از اولین روزهای بحران کردستان بعد از پیروزی ، اخبار ناراحت کننده و گاه رعب آور از جنگ در آن سامان به گوش می رسید.خبرهایی که بیشتر می ترساندتم تا مشتاقم کند!
از لبنان تا کردستان
سرانجام طلسم ترس را شکستم ، دل به دریا زدم و با سه نفر از بچه های محل به کردستان و شهر سقز رفتیم و چند ماهی آن جا بودیم که خواندنش خالی از لطف نیست.
ناکامی در رسیدن به عملیات خیبر ماجرای مفصلی دارد.
تا اردوگاه عملیاتی بروی و . . . خب یک جاهایی هم کم می آوردم!
بله درست گفتید:ترسیدم،کم آوردم و عرصه را ترک کردم!




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.